پنجشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۵

معلم ازادي،رسول مقاومت، رسول آزادي ، رسول بداقي بعد از هفت سال زندان بدون يك روز مرخصي هفته اي ازاد نبود كه به زندان بر گشت!!!مقاومت در زندان و بيرون از زندان تفاوتي ندارد چه زندان كوچك باشد به وسعت اوين ها و وكيل اباد هاي مشهد و ... و يا به مساحت كل ايران، هر چند قرار است فردا با وثيقه ازاد شود.رسول به زندان اوين برگشت و مرا به ياد دوران مبارزه در رژيم شاه انداخت: يك مبارز زمانيكه به زندان افتاد تازه مبارزه شروع ميشود. در رژيم شاه يكي از تاكتيكهاي مبارزان در بازجويي ها وهنگام شكنجه ، ايجاد داد و فرياد هاي بلند بود تا اعصاب بازجو و شكنجه گر خرد و دست از شكنجه بر دارد. و اكنون مبارزه براي رسيدن به ازادي را قبل از زندان و داخل زندان و بعد از زندان انقدر بايد ادامه داد تا براي حاكميت يقين حاصل شود كه نامشروع و نهايتا مستبد است كه براي ملت يقين حاصل شده. ميوه ي استبداد ميوه ي مسموم ميباشد. بيكاري و تورم و فقر و اعتياد و طلاق و سرقت و تجاوز و رانت و پرورش گرگ زاده(اقازاده) و غارتگر و همه و همه محصول استبداد است.محمود بهشتي لنگرودي در اثر اعتصاب غذاي خشك از زندان به بيمارستان اعزام كه با خونريزي شديد معده دچار و احتمال اينكه هر ان كليه اش را از دست داده و دياليز شود نيز وجود دارد.رسول بداقي همبند و همكار و همرزمش به بيمارستان براي ملاقات با او مي رود. اما چنان با عكسالعمل خشن ماموران روبرو ميشود كه حكايت از عمق كينه نسبت به او و تمام ازاديخواهان دارد.براي عده اي غير قابل تصور است كه چطور انساني بعد از هفت سال زندان بدون يك روز مرخصي قلبش ارام نميگيرد و با احتمال اينكه چنانچه به ديدن يارش برود ممكن است كتك مفصلي خورده و چه بسا به زندان برگردد باز هم به ديدن يار زندانيش ميرود.پرسيد يكي كه عاشقي چيست؟ گفتا كه چو ما شوي بداني!اسماعيل عبدي دبير كل كانون صنفي فرهنگيان ايران و جعفر عظيم زاده دو يار معلم و كارگر از دهم ارديبهشت در اعتصاب غذا به سر مي برند راهشان پر ره رو باد. اقاي عبدالفتاح سلطاني كه 5 سال زندان ميباشد به بيمارستان اعزام شده و هزاران انسان ديگر كه قلم كجا توانايي دارد كه از تك تك انها ياد كند؟!!ياد و خاطره ي تمام زندانيان ازاديخواه را گرامي ميداريم و همينطور ياد وخاطره ي معلم فرزانه فرزاد كمانگر را كه در زندان در سالگرد اعدامش شمع روشن كردم و افتخار ميكنم كه هزينه اش را نيز پرداخت كردم. ارزو مي كنم كه ملت ايران به ازادي رسيده تا از ميوه هاي شيرين ان كه در رائس ان عدالت است بهره مند شوند. و نهايتا زنداني و گراني و تورم و بيكاري و فقر وفحشائ و دزدي و اعتياد و طلاق و رانت و غارت گري و خلاصه هيچكدام از اين اسيب هاي اجتماعي را نداشته باشيم و يا بسيار كم داشته باشيم. در زمانه ي فعلي كه جمهوري اسلامي در رتبه بندي تمام اسيب هاي اجتماعي جزئ ده كشور اخر از 180 كشور جهان ميباشد.
سيد هاشم خواستار نماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان
LoveShow more reactions
Comment

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۵

‎سید هاشم خواستار‎'s Profile Photo
      POSTS YOU HAVEN'T SEEN
      معلم ازادي،رسول مقاومت، رسول آزادي ، رسول بداقي بعد از هفت سال زندان بدون يك روز مرخصي هفته اي ازاد نبود كه به زندان بر گشت!!!مقاومت در زندان و بيرون از زندان تفاوتي ندارد چه زندان كوچك باشد به وسعت اوين ها و وكيل اباد هاي مشهد و ... و يا به مساحت كل ايران، هر چند قرار است فردا با وثيقه ازاد شود.رسول به زندان اوين برگشت و مرا به ياد دوران مبارزه در رژيم شاه انداخت: يك مبارز زمانيكه به زندان افتاد تازه مبارزه شروع ميشود. در رژيم شاه يكي از تاكتيكهاي مبارزان در بازجويي ها وهنگام شكنجه ، ايجاد داد و فرياد هاي بلند بود تا اعصاب بازجو و شكنجه گر خرد و دست از شكنجه بر دارد. و اكنون مبارزه براي رسيدن به ازادي را قبل از زندان و داخل زندان و بعد از زندان انقدر بايد ادامه داد تا براي حاكميت يقين حاصل شود كه نامشروع و نهايتا مستبد است كه براي ملت يقين حاصل شده. ميوه ي استبداد ميوه ي مسموم ميباشد. بيكاري و تورم و فقر و اعتياد و طلاق و سرقت و تجاوز و رانت و پرورش گرگ زاده(اقازاده) و غارتگر و همه و همه محصول استبداد است.محمود بهشتي لنگرودي در اثر اعتصاب غذاي خشك از زندان به بيمارستان اعزام كه با خونريزي شديد معده دچار و احتمال اينكه هر ان كليه اش را از دست داده و دياليز شود نيز وجود دارد.رسول بداقي همبند و همكار و همرزمش به بيمارستان براي ملاقات با او مي رود. اما چنان با عكسالعمل خشن ماموران روبرو ميشود كه حكايت از عمق كينه نسبت به او و تمام ازاديخواهان دارد.براي عده اي غير قابل تصور است كه چطور انساني بعد از هفت سال زندان بدون يك روز مرخصي قلبش ارام نميگيرد و با احتمال اينكه چنانچه به ديدن يارش برود ممكن است كتك مفصلي خورده و چه بسا به زندان برگردد باز هم به ديدن يار زندانيش ميرود.پرسيد يكي كه عاشقي چيست؟ گفتا كه چو ما شوي بداني!اسماعيل عبدي دبير كل كانون صنفي فرهنگيان ايران و بهنام ابراهيم زاده دو يار معلم و كارگر از دهم ارديبهشت در اعتصاب غذا به سر مي برند راهشان پر ره رو باد. اقاي عبدالفتاح سلطاني كه 5 سال زندان ميباشد به بيمارستان اعزام شده و هزاران انسان ديگر كه قلم كجا توانايي دارد كه از تك تك انها ياد كند؟!!ياد و خاطره ي تمام زندانيان ازاديخواه را گرامي ميداريم و همينطور ياد وخاطره ي معلم فرزانه فرزاد كمانگر را كه در زندان در سالگرد اعدامش شمع روشن كردم و افتخار ميكنم كه هزينه اش را نيز پرداخت كردم. ارزو مي كنم كه ملت ايران به ازادي رسيده تا از ميوه هاي شيرين ان كه در رائس ان عدالت است بهره مند شوند. و نهايتا زنداني و گراني و تورم و بيكاري و فقر وفحشائ و دزدي و اعتياد و طلاق و رانت و غارت گري و خلاصه هيچكدام از اين اسيب هاي اجتماعي را نداشته باشيم و يا بسيار كم داشته باشيم. در زمانه ي فعلي كه جمهوري اسلامي در رتبه بندي تمام اسيب هاي اجتماعي جزئ ده كشور اخر از 180 كشور جهان ميباشد.
      سيد هاشم خواستار نماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان
      Love
      Comment
      Comments
      Amir Ali Fard
      دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت ......... امدم نعره نزن جامه ندر هیچ مگو ...... گفتم ای جان پدری کن نه که این وصف قداست ....... گفت این هست ، ولی جان پدر هیچ مگو .... گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم ..... گفت آن چیز دگر نیست ، هیچ مگو .......« درود برهمه عاشقان راه آزادی ، که ابستاده مردن را به زندگی با ذلت ترجیح میدهند »
      LikeReply1Just now

    یکشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۹۵

    کیهان لندن - گفتگو درباره اول ماه مه و اعتصاب غذای رهبران صنفی در زندان با هاشم خواستار در مشهد



    آزادي رسول مقاومت
    رسول قهرمان كه به بهترين شكل و روش در زندان مقاومت كرد و براي همكاران فرهنگي به معناي واقعي كلمه الگو شد به فرهنگيان و ازاديخواهان داخل و خارج وطن طاعون زده تبريك ميگويم . تبريك ميگويم به همسر گراميشان خانم عليزاده كه با تحمل درد و رنج بسيار به بهترين روش بچه ها را پرستاري و در پشت سر رسول باقي ماندند و تبريك ميگويم به دختر بزرگشان شبنم خانم كه همچون مادر با صبوري، دوري پدر را تحمل كردند و تبريك ميگويم به دو قلوهاي كوچلو ،ستايش و شكيبا كه از انها ميپرسيدم به ملاقات پدر كه ميرويد بابا تشخيص ميدهند كه كدام ستايش و كدام شكيبا هستيد؟ و ميگفتند بابا از ما ميپرسد تو ستايش هستي يا شكيبا؟! ازاديت مبارك قهرمان به اميد ازادي وطن.(7سال زندان بدون يك روز مرخصي حتي بخاطر مرگ مادر هم به مرخصي نفرستادند. و نزديك يك سال در سلول انفرادي) .....  سایت آفتاب خراسان .... www.Aftab-chorasan.blogspot.de

    17 hrs
    پيوند كارگر و معلم خجسته باد
    در آستانه برگزارى روز جهانى كارگر و روز معلم در ايران همراه شدم با مهندس هاشم خواستار نماينده كانون صنفى فرهنگيان خراسان و در پيوند با تاريخچه روز معلم و زندانيانى كه جرمشان آموزگار بودن و فعاليت صنفى در حمايت از اين قشر زحمتكشان جامعه بوده ، در اين گفتگو هاشم خواستار به اعتصاب غذاى محمود بهشتى لنگرودى و كم شدن وزن ايشان تا شش كيلو اشاره نمودند و از روحيه قوى و بالاى ايشان و همچنين قرار اعتصاب غذاى خانواده آقاى بهشتى از فردا در حمايت از وى سخن گفتند ، در بخش ديگر اين گفتگو اشاره رفت به آغاز اعتصاب غذاى اسماعيل عبدى ازكانون صنفى معلمان كه همزمان با اعتصاب غذاى جعفر عظيم از اتحاديه آزاد كارگران ميباشد و اين پيوند كارگر و معلم در دفاع از خواسته هاى زحمتكشان جاى ستايش دارد ، در پايان پيام استاد خواستار را ميشنويم كه از برگزارى تجمعات و اعتراضات مسالمت آمير دفاع ميكند و آنرا حق شناخته شده در همه جهان و از جمله قانون اساسى ميداند ، در يك جامعه دمكراتيك بايد بتوان با تشكيل تجمعات و انجمن ها از حقوق پايمال شده و حداقل دستمزد رنجبران دفاع نمود ، توجه دوستان گرامى را به شنيدن اين گفتگو كه ويژه روزكارگر و معلم ميباشد جلب مينمايم
    http://goo.gl/NpXK4z

    چهارشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۵


    و باز هم اعتصاب غذاي همكار، معلم زنداني محمود بهشتي لنگرودي خدايا ظلم كشور را فرا گرفته تا چه زماني شاهد اين همه ظلم بايد باشيم؟
    محمود بهشتی لنگرودی دبیرکل پیشین و سخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران در زندان اعلام اعتصاب غذا کرد
    به نام خداوند جان و خرد
    اینجانب محمود بهشتی لنگرودی، دبیرکل پیشین و سخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران در اعتراض به احکام ظالمانه‌ای که توسط قضات دادگاه‌های انقلاب، آقایان صلواتی و مقیسه برایم صادر گردیده و مجموعاً بنده را به 14 سال حبس محکوم کرده‌اند. از روز چهارشنبه اول اردیبهشت ماه 1395 تا زمان توقف اجرای حکم و برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل 168 قانون اساسی دست به اعتصاب غذا خواهم زد و به جز آب، چای، قند و نمک چیز دیگری نخواهم خورد.لازم به ذکر است مسولیت هر اتفاق ناگواری که طی مدت اعتصاب غذا و یا پس از آن برایم پیش آید ، متوجه تمام کسانی خواهد بود که در برابر تظلم خواهی اینجانب سکوت یا بی اعتنایی کنند.
    چرا به چهارده سال حبس محکوم شدم؟
    پرده اول:
    انقلاب پیروز شد و پس از آن جنگ هشت ساله و فقر و نداری و خزانه خالی و تحمل و صبوری و همراهی قشری قانع که انقلاب را از خودشان می دانستند ومسوولان را هم .
    پرده دوم:
    جنگ به پایان رسید و دوران سازندگی آغاز شد و مسوولان شروع به تقسیم غنایم کردند و سهم خواهی ها باعث بروز تبعیض های آشکار و گسترده و حقوق هایی که هیچ تناسبی با تورم رو به افزایش نداشت و آغاز تدریجی زمزمه ها و اعتراضات.
    پرده سوم:
    دوران اصلاحات آغاز گردید و با باز شدن نسبی فضای کشور معلمان صاحب تشکل های مجوز داری با نام کانون های صنفی شدند ،کانون هایی که از همان ابتدای شروع فعالیت با موج رو به افزایش مطالبات و اعتراضات فرهنگیان مواجه بودند که حاصل آن برگزاری تجمعات و تحصن در سراسر کشور بود. نهایتا پس از بازداشت اینجانب به عنوان دبیرکل کانون صنفی معلمان و همچنین سخنگوی همین تشکل، پرونده ما به دادگاه انقلاب ارسال و پس از مدتی پرونده مذکور مختومه و برایمان منع تعقیب صادر گردید. دولت اصلاحات نیز با تشکیل کمیته های تحقیق به بررسی مشکلات معلمان پرداخت و در نهایت با وعده تنظیم لایحه مدیریت خدمات کشوری، فرهنیگیان و سایر کارمندان معترض به تبعیض را به اصلاح امور امیدوار نمود.
    پرده چهارم
    عمر دولت اصلاحات که در آخرین سال مدیریت خود لایحه مذکور را به مجلس تقدیم کرده بود به پایان رسید و دولت تاریخی احمدی نژاد روی کار آمد و در اقدامی شگفت انگیز تقاضای استرداد لایحه مدیریت خدمات کشوری را به مجلس ارایه داد. این امر فرهنگیانی را که پس از سالها انتظار به این لایحه دل خوش کرده بودند به خشم آورد و تجمعات گسترده ای مقابل مجلس شورای اسلامی شکل گرفت و تجمع کنندگان خواهان تسریع و اجرای بی قید و شرط لایحه مذکور شدند. اما این تجمعات مسالمت آمیز و بدون حاشیه با دخالت نیروهای سرکوبگر در روز 23 اسفند 85 به خشونت کشیده شد و تعداد بیشماری از فعالان سراسر کشور به حبس های کوتاه وطولانی مدت، اخراج ، تبعید و انفصال از خدمت محکوم شدند. که بنده هم به 4 سال حبس تعلیقی محکوم شدم.
    پرده پنجم:
    زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 88 فرا رسید. بسیاری از فرهنگیان یه ویژه فعالان صنفی و مدنی با دیدگاه مطالبه محور از کاندیداها خواستند که برنامه های خودشان را در رابطه با آموزش و پرورش ارایه نمایند تا با توجه به برنامه های ارایه شده نسبت به حمایت یا عدم حمایت از کاندیداها تصمیمی مقتضی اتخاذ کنند. در میان چهار کاندیدای ریاست جمهوری تنها احمدی نژاد بود که تشکل ها را به رسمیت نشناخت و از ارایه برنامه خودداری کرد و سایر کاندیداها با ارایه برنامه و تعهد به اجرای آن ها خود را در معرض انتخاب تشکل ها قرار دادند. حاصل این رایزنی ها توافق تشکل ها بر روی کاندیداهای رقیب و نفی دوران سیاه دولت احمدی نژاد بود.
    اما پس از شمارش آرا و اعلام نتایج و حوادثی که پس از آن رقم خورد دولت مدعی مهرورزی انتقام گیری را آغاز و دست نیروهای تحت امر خود را برای سرکوب مخالفان بازگذاشت. در نتیجه موج جدیدی از دستگیریها و پرونده سازیها آغاز و درکنار سایر دوستان اینجانب مجددا با رای قاضی صلواتی در دادگاه چند دقیقه ای به 5 سال حبس تعزیزی محکوم گردیدم و این در حالی بود که هیج مستند محکمه پسندی برای صدور چنین حکمی وجود نداشت.
    پرده ششم:
    عمر دولت دوم احمدی نژاد نیز به پایان رسید و با همت آرای رای دهندگان دولت روحانی روی کار آمد. انتخابات سال 92 که با فعال شدن فضای مجازی از جمله وایبر و تلگرام همراه بود ، به باز شدن نسبی فضا به ویژه برای فرهنگیان که آتش زیر خاکستر بودند کمک موثری کرد و معلمان به برکت گروه های تلگرامی فعالیت های گسترده ای را آغاز کردند وگروههای 100 و 200 نفره مجازی در سراسر کشور شکل گرفت که حاصل اتحاد آن ها برگزاری تحصن ها و تجمعات خود جوش و بدون رهبریت خاص در سراسر کشور بود. این تحصن ها و تجمعات که در میانه راه با حمایت وهدایت کانون های صنفی معلمان سر و سامان یافته و عمدتا به تجمعات سکوت
    عزیز قاسم زاده, [۲۰.۰۴.۱۶ ۱۱:۱۲]
    [ حقــــــوق‌معــــلّم‌وڪارگــــر]
    شهرت پیداکرده بود نه تنها مورد اعتراض دولت واقع نشد بلکه شخص رییس جمهور، بعضی از اعضای کابینه و وزارت کشور و حتی برخی نمایندگان شاخص مجلس خصوصا در هیات رییسه ، حق اعتراض معلمان را به رسمیت شناختند و قانونی بودن تجمعات مذکور را تایید کردند. اما با ورود و دخالت بخشی از سپاه به موضوع معلمان بار دیگر موج دستگیری ها آغاز و تعدادی از فعالان کانون از جمله اینجانب بازداشت و روانه زندان شدیم و پس از مدتی پرونده ها به دادگاه انقلاب ارسال گردید و اینجانب این بار با رای قاضی مقیسه به 5 سال حبس محکوم شدم که این رای هنوز در دادگاه تجدید نظر تایید نگردیده است.
    درنتیجه مجموع احکام اینجانب محمود بهشتی لنگرودی معلم بازنشسته آموزش و پرورش و از اعضای با سابقه کانون صنفی معلمان در کشوری که ادعا شده بود آزادترین کشور جهان است به 14 سال رسید.
    چرا اعتصاب غذا می کنم؟
    گاندی می گوید: اگر ما نمی توانیم بصورت مردان و زنان آزاد زندگی کنیم باید از مردن خود شادمان باشیم. (همه مردم برابرند ص 255)
    اگر چه اینجانب مطابق قوانین جاری کشور بویژه اصل 27 قانون اساسی هیچ یک از فعالیت های صنفی خود را جرم قلمداد نمی کنم اما بفرض احتمال مجرمیت مطابق اصل168 قانون اساسی جرایمی این چنین که با انگیزه های خیر خواهانه انجام می شود می بایست در دادگاه های عادی-علنی و با حضور هییت منصفه مورد بررسی قرار گیرد که متاسفانه به دلیل تعلل مسئولین و بلاتکلیفی این اصل مترقی قانون اساسی، بیش از 37 سال است که دادگاه های انقلاب به صورت غیرعلنی و غیر قانونی به بررسی این پرونده ها می پردازند و به واسطه احکام ظالمانه آن ها انسانهای بی گناه زیادی به بند کشیده شده و یا در انتظار روانه شدن به زندان ها هستند . و اینجانب همانگونه که شرح داده ام در 3 حکم مجزا در همین دادگاه های غیرعلنی به 14 سال حبس محکوم گردیده ام. لذا از آنجا که اعتراض را حق مسلم خود می دانم و گفنگوها و رایزنی ها را بی حاصل ، پیشاپیش از خانواده خود به ویژه همسر گرامیم که بیشترین آسیب ها را در صورت اعتصاب غذایم تحمل خواهد کرد صمیمانه عذر می خواهم، همچنین از اقوام و دوستان و سایر عزیزانی که با شنیدن خبر اعتصاب غذای مجدد من آزرده و رنجیده می گردند پوزش می خواهم.
    به امید روزی که،
    دوباره نغمه آزادی را
    مرغان خوش نوا
    برخاسته از خاکستر ققنوسهای شب ستیز
    فریاد خواهند کرد
    و سوگ سیاوشان
    ما را
    به فردایی پرغرور
    وصبحی روشن
    ازپس این شام تیره
    رهنمون خواهد بود .
    والسلام
    محمود بهشتی لنگرودی
    ۱۳۹۵/۰۱/۳۱



    ‎کانون صنفی معلمان ایران‎'s Profile Photo
    سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس: نگاه امنیتی از معلمان برداشته شود
    سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس در آستانه هفته معلم گفت که انتظار ما این است که وزارت آموزش و پرورش و دولت توجه بیشتری به صنف معلمان داشته باشد و با نگاه امنیتی به مسائل صنفی آنان نگریسته نشود.
    عبدالوحید فیاضی روز دوشنبه پیرامون اینکه در آستانه هفته معلم و کارگر تعدادی از معلمان و کارگران مانند اسماعیل عبدی در زندان دست به اعتصاب غذای نامحدود زده اند، اظهار داشت: “آقای عبدی در کشور ترکیه علیه جمهوری اسلامی ایران سخنرانی کرده بود؛ او می توانست خواسته های خود را بصورت صنفی پیگیری کند، اگر هر کدام آن ها خواسته هاشان را بصورت صنفی پیگیری کنند نظام باید نسبت به آن ها انعطاف به خرج دهد”.
    وی ادامه داد: “معلمان حق دارند از حلقوم خود فریادشان را بزنند؛ در اسلام همه حق دارند و این طبیعی است که در چارچوب مناسبات نظام اسلامی ابراز عقیده کرده و از حقوق خود دفاع کنند”.
    سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس تصریح کرد: “هنگامی که حقوق معلمان در جامعه تضییع می شود و شان وی حفظ نمی شود باید فریادگری داشته باشد؛ که می تواند خود و یا نمایندگانشان باشد”.
    نماینده مردم محمودآباد و نور اضافه کرد: “اگر فقط این دلیل بازداشت شده اند قطعا برخورد با معلمان را جایز نمی دانیم؛ به هر حال معلمان در جامعه اسلامی باید جایگاه ممتاز داشته باشند و از سایر کارکنان و کنشگران سازمانی و کسانیکه در جامعه نقش آفرینی می کنند محترم تر، شایسته تر و قابل تقدیرتر هستند، چرا که آن ها انسان سازند بنابراین حقوق آن ها باید پاسداری شود و اگر فریادی در این راستا زده می شود باید این فریاد شنیده شود”.
    فیاضی تاکید کرد: “انتظار ما این است که وزارت آموزش و پرورش و دولت توجه بیشتری به صنف معلمان داشته باشد و با نگاه امنیتی به مسائل صنفی آنان نگریسته نشود”.
    وی در پایان عنوان داشت: “بنده بعنوان یک معلم احساس می کنم که حق معلمان تضییع می شود و هنوز هم احیا نشده است”.